نقطه و موقعيت هاي مختلف آن :
در هنر تجسمي وقتي از نقطه نام برده مي شود ، منظور چيزي است که داراي رنگ ، تيرگي يا روشني ، اندازه و گاهي جرم مي باشد و در عين حال ملموس و قابل ديدن است. از اين نظر در ظاهر تشابهي ميان اين مفهوم از نقطه با آنچه که در رياضيات به نقطه گفته مي شود. ، وجود ندارد. زيرا در رياضيات نقطه موضوعي ذهني است که در فضا يا بر صفحه تصور مي شود ، بدون اينکه قابل ديدن و لمس شدن باشد.
نقطه تجسمي ممکن است به وسيله ي يک ابزار اثر گذار به وجود آيد. مثل اثر يک مداد ، يک قلم مو يا فشار يا ضربه ي چيزي سخت به روي يک سطح يا مثل يک لکه ي روشن بر سطح تيره و بالعکس. نقطه تجسمي ممکن است به وسيله ي جسمي که داراي حجم نسبتاً کوچکي است در فضا شکل بگيرد و يا بخش فرو رفته يا برجسته يک اثر حجمي باشد.
نقطه ي تجسمي نه تنها در آثار هنرمندان ديده مي شود ، بلکه در طبيعت و محيط پيرامون ما نيز قابل تشخيص است. محدوده ي فضا يا يک سطح که همان کادر است نقش تعيين کننده اي در تشخيص دادن نقطه ي تجسمي و معنا پيدا کردن آن دارد.
بسته به اين که نقطه ي بصري در کجاي کادر قرار گرفته باشد موقعيت هاي متفاوتي را به وجود مي آورد. گاهي ممکن است نقطه به عنوان کوچک ترين بخش تصوير تلقي شود. در اين صورت در اثر تراکم نقطه هاي تيره تيرگي حاصل مي شود و در اثر پراکندگي آنها روشني ديده مي شود.
خط :
خط تجسمي معنايي نسبي از خط است و آن نشان دادن يک حرکت ممتد و پيوسته بر سطح يا در فضاست. در تعريف تجسمي خط عبارت است از حرکت يا شکل ممتد بصري خواه بدون ضخامت و به صورت مجرد و خواه با داشتن ضخامت و برجستگي ؛ مثل مرزهاي پيرامون يک سطح ، محل برخورد دو سطح با دو زاويه مختلف ، مرز حاصل از تباين دو سطح رنگين يا با تيرگي متفاوت و اثر حرکت مداد ، قلم مو يا شيء نوک تيز بر يک صفحه.
هنرهاي تجسمي :
ساختن و فهميدن يک اثر را هنرهاي تجسمي گويند. يک اثر تجسمي تا حدود زيادي بستگي به شناختن و درک کردن ابزار و عناصر هنر تجسمي دارد.
در دوره معاصر ، فراواني رسانه هاي ارتباط بصري از قبيل کتاب هاي تصويري ، تبليغات ، عکس ، تلويزيون ، سينما و رايانه زندگي روزمره ي ما را مشحون از تصاوير کرده است و به اين دليل اهميت آموختن هنرهاي تجسمي کاملا بديهي به نظر مي رسد ، علي الخصوص براي کساني که مي خواهند تحصيل و کار خود را با فعاليت در زمينه ي هنر تجسمي ادامه دهند.
آن چه در روزگار ما در قالب هنر هاي تجسمي جاي مي گيرد عبارت است از : عکاسي ، گرافيک ، نقاشي ، طراحي ، مجسمه سازي ، معماري و طراحي صنعتي. به طور کلي مي توان گفت همه هنرهايي که به صورت بصري ارائه يا ديده مي شوند و با تصوير سر و کار دارند اصول و مباني مشترکي دارند که « مباني هنرهاي تجسمي » يا « مباني هنرهاي بصري » ناميده مي شود.
عناصر و نيرو هاي بصري :
عناصر و نيرو هاي بصري در هنر هاي تجسمي به دو بخش کلي تقسيم مي شود : بخشي که با آنها به طور فيزيکي و ملموس سر و کار داريم و همان عناصر بصري محسوب مي شوند ؛ مثل : خط ، سطح ، رنگ ، شکل ، بافت ، اندازه و تيرگي – روشني. بخش ديگر کيفيات خاص بصري هستند که بيشتر حاصل تجربه و ممارست هنرمند در بکار بردن عناصر بصري مي باشند ، از قبيل تعادل ، تناسب ، هماهنگي و کنتراست که به نيروهاي بصري يک اثر تجسمي استحکام مي بخشند.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|