كسب تجربه :
در اين جا ميخواهم از تاثير هيپنوتيزم كنندهي طراحي آرم صحبت كنم. شما با يك انتخاب درست، در مشتري، انتظارات و آرزوهايي ايجاد ميكنيد، كه توليدات به تنهايي نميتوانند از پس اين كار برآيند. به عنوان مثال:
اسم نوشابهيRed Bull در مصرف كننده اين حس را به وجود ميآورد كه پس از نوشيدن آن، در كنار تاثيرات مثبت فيزيكي موج عظيمي از انرژي به او منتقل ميشود.
طراحي آرمهايي كه خود معرف خود باشند :
در اين جا از سمبولهايي استفاده ميشود كه براي همه شناخته شده باشند. اين روش انتخاب آرم، مصرف كننده را وا ميدارد به شناخت جديدي از خود برسد و در حقيقت به هنگام استفاده از اين محصولات مكالمهاي دروني با خود برقرار كند) براي اين كه عزمش را در انتخاب محصول جزم كند). در عين حال اينگونه آرمها عاملي براي ايجاد ارتباط بين افراد مختلف نيز هستند (به هنگام مجاب كردن افراد براي استفاده از اين محصول).
مشتريان اغلب به آرم شركتها توجه زيادي نشان ميدهند، زيرا اين علامتها بر ارزش محصولات و خدمات ميافزايند. گاه اين ارزش به مهمترين عامل تحريك كننده مشتريان براي خريد و استفاده از محصولات و خدمات، تبديل ميشود. اين جا است كه علامت تجاري و يا آرم معنايي گنگ مييابد. پيش از هر چيز نخستين سوال اين است كه معناي دقيق و واقعي "ارزش" چيست؟ ارتباط نوع محصول و نام شركت و ارزش مطرح شده نيز بسيار با اهميت است. حرفهايهاي بازاريابي، همه اين موارد را تبليغات مينامند. مشتريان عاشق تبليغات هستند، بنابراين آرمها را نيز دوست دارند. خبرگان در امر بازاريابي، انتخاب يك آرم يكدست و كامل را كليد همه مشكلات بازاريابي ميدانند.
اصل اوليه طراحي آرم، در نظر گرفتن ارتباط آرم با اسم و ساير نمادها با سود آشكار و محسوس است. (نتيجهاي ملموس يا تجربي). اين سود را يا خود محصول به تنهايي ايجاد ميكند و يا اجزاي تشكيلات بازاريابي. اين اصل مهم را همواره به ياد داشته باشيد. آرمهاي موفق با رعايت اين اصل به موفقيت رسيده اند. درست است كه در اين مرحله خود آرم به تنهايي اهميت چنداني ندارد، اما تا اندازهاي بايد به آن توجه كنيد.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|